همسنگرم كجايي...؟
در راه شديد خوابم گرفت ، گوشه اي نزديك دشت عباس توقف كردم ، كمي استراحت كردم . شخصي به شيشه مي زد!! بيدار شدم ،از پير مردهاي عشاير بود . گفت :آقا دنبال من بيا!! با موتور جلو ميرفت ،
برچسب: نویسنده: رضا هاشمی تاريخ: پنجشنبه 2 بهمن 1399 ساعت: 21:10